۱۳۸۷ بهمن ۹, چهارشنبه



بازداشت مجدد استاد ایلیا (پیمان فتاحی) توسط دایره مذاهب اطلاعات


در پي بالا گرفتن برخوردهاي خشونت آميز جلادان فرهنگي در يك ماه اخير، روز گذشته، چهارشنبه 25/10/87 با دستگيري مجدد استاد ايليا. ميم. رام الله (پیمان فتاحی) رهبر جمعيت ال ياسين، به همراه چندین تن از شاگردان ايشان، قطعه ديگري از پازل سركوب و ترور القاعده مذهبي ايران کامل شد .
بر اساس گزارشات رسیده استاد ایلیا (پیمان فتاحی) رهبر جوان جمعیت ال یاسین – بزگترین n.g.o فرهنگی خاورمیانه چهارشنبه 25 دی ماه در پی یک احضار غیر رسمی به دایره ویژه مذاهب اطلاعات و بعد از یک یورش وحشیانه و تفتیش منزل خصوصی ایشان توسط ماموران امنیتی، بدون حکم بازداشت دستگیر شدند. قابل ذکراست استاد ایلیا (پیمان فتاحی) برای اولین بار و بعد از سالها تهدید و فشار توسط يكي از نهادهاي مرموز امنيتي با عنوان اداره ضد اديان و فِرَق ، معروف به اداره ضد اديان در تاريخ 7/3/1386 دستگیر و به یکی از سلولهای ویژۀ زندان 209 اوین منتقل شد. وپس از گذراندن بیش از شش ماه انفرادی و شکنجه و تفتیش عقاید در زندان امنیتی 209، به دلیل وخامت حال جسمانی (خونریزی های مکرر از ناحیة گوش و بینی و بالا آوردن خون) که طبق صداهای ضبط شده از درون زندان ارتباط مستقیمی با شکنجه های ایشان داشته است، از زندان 209 آزاد شدند. همزمان با دستگیری مجدد ایشان هم اکنون چندین تن از شاگردان ایشان از جمله خانم نازی حسامی (شیوا) سردبیر سابق یکی از نشریات توقیف شده وابسته به جمعیت ال یاسین، نیز بدون حکم قضائی دستگیر و در حین بازداشت، مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفته اند. تعدادی دیگر از شاگردان ایشان نیز احضار و تهدید به دستگیری شده اند . از وضعیت جسمانی ایشان و سایر اعضای دستگیر شده هیچ اطلاعی در دست نیست.
گفته می شود این دستگیری ها در ادامه اقدامات اخیر و خشونت آمیز القاعده فرهنگی و گروههای فشار، در رابطه با روشنفکران و متفکران ایرانی و مدافعان حقوق بشر همچون خانم عبادی در هفته های اخیر و در استانه انتخابات صورت گرفته است.

لا اله الا
هوالحيّ
القیوم
منصورون – فرزندان ايليا
(نامه اي به اِبا، بخش برخورد با اديان)
حرف شما به جز اين چيست كه شما مسلمانيد و همه كافر و ملحد و فاسدند. شما چند نفر برگزيدۀ خدا هستيد و همۀ مردم ايران و جهان ملعون و فاسد و بي خدا هستند. شما كه با نشانه هاي متعدد و با محكم ترين سندها، منافق ترين، دروغ گوترين، رياكارترين، حقه بازترين و فاسد ترين مردم اين روزگاريد. شما آقايان نامرد بخش برخورد با اديان كه بويي از مردانگي نبرده ايد، سرباز امام زمانيد و همۀ مردم دشمنان امام زمان (عج) هستند؟ شما در اصل وارثان سعيد امامي هستيد. همان باند سعيد امامي. كسي كه خنجري زهرآلود را براي هميشه در قلب اسلام شيعه و در قلب امام شيعيان و اعتبار شيعيان فرو كرد و لكۀ ننگي را تا ابد بر پيكر تفكر شيعه بجا گذاشت.
و اين روزها هم ادعا مي كنيد كه شما مسلمان ايد و معلم بزرگ تفكر و زندگي، ايليا «ميم» كافر و ملحد است؟ آخر اي نادانان، مگر مسلماني به چيست؟ اگر كلام الله را ميزان و داور قرار دهيم، اگر احاديث پيامبر اسلام (ص) را مبنا بگذاريم كه با يك نگاه حكم منافق بودن و مفسد بودن شما قطعي است. افعي كوري كه در زير خاك زندگي مي كرد به عقابي كه آسمانها جولانگاه او بود مي گفت بيا پرواز كردن را از من بياموز. و آن گرگ بي رحم و درنده فرياد مي زد كه من مظلوم و بي آزار هستم؛ برّه را بگيريد، همۀ تقصيرها به گردن اوست.
با اين دروغ هاي بزرگ و اين حماقتهاي باعظمت، معلوم است كه خداوند بر گوش و چشم و قلب شما مهر زده و در گمراهي رها ساخته. بعد از شدت اين حقارت دروني، دائماً بر سر مردم فرياد مي زنيد كه آنها حقيرند و بزرگاني را كه مردم و جوانان دل به آنان بسته اند، سعي در تخريب و تقبيح شان داريد. چه كسي مسلمان است؟ اگر مسلماني به نسب است كه پدر و مادر ايليا مسلمان بوده اند و اين را همه مي دانند اما دربارۀ شما هنوز چيزي براي مردم معلوم نشده كه آنهم دير يا زود مشخص مي شود. اگر مسلماني به اعتراف است، كسي اعتراف شما را نديده اما ميليونها نفر ديده اند كه ايليا چگونه هزاران نفر را وادار به اعتراف به اسلام نموده و صدها غيرمسلمان را به اسلام وارد كرده. اگر به فهم قرآن و خواندن قرآن است او از كودكي نفر ممتاز و برتر مسابقات تفسير قرآن و قرائت قرآن بوده و از بيست سال پيش به بعد، بيش از هر كسي مردم را به قرآن پيوند داده و خدا و قرآن را به زندگي آنها وارد كرده. مسلماني به چيست؟ اگر به نماز است كه ايليا از خردسالي امام جماعت بوده. اگر به فهم قرآن است، چرا در اين دوازده سال كسي جرأت نكرد به ميدان بيايد و فهم خارق العاده و عميق او را از مفاهيم قرآن كه طي صدها جلسۀ سخنراني در مراكز عمومي مطرح مي شد به چالش بكشد. چرا اكثر مراكز اسلامي در جهان خواستار چاپ آثار او در ارتباط با تفسير قرآن هستند.
مسلماني به چيست؟ اگر به ايمان است كه او خودش مظهر ايمان و يقين است و اين ايمان را كم و بيش به دهها هزار نفر از مردم بي ايمان هم سرايت داده است. اگر به تسليم و خدمتگزاري است كه بيست سال است عصارۀ تعليمات او همين است و او با مردم مخاطب خود كاري كرده كه گمان مي كنند خداوند انسان را نيافريده مگر براي تسليم به خدا. مسلماني به چيست؟ به تأييد عالم غيب است كه خودتان خوب مي دانيد هزاران نفر از مردم و صدها نفر از كساني كه غريبه بودند و او را نمي شناختند چه روياهاي بزرگ و عجيبي دربارۀ او ديده اند. مسلماني به چيست؟ به دانايي است؟ چرا دوازده سال است كه او به سوالاتي از مردم پاسخ مي دهد كه پيش از اين كسي نتوانسته چنين پرفهم و پرخرد پاسخ گويد. چگونه به دهها هزار سوال پاسخ بديع و استثنايي داده است. چگونه در دهها جلسۀ مناظره كسي نتوانست براي لحظاتي ايستادگي كند. مسلماني به چيست؟ مسلماني شما فقط يك معنا دارد: نفاق، دروغ، قيل و قال، رياكاري، حقه بازي، نامردي و ظلم.
اگر ذره اي مردانگي، عدالت، راستي و درستي در شما بود، مرد و مردانه و بدون جوسازي و تبليغات دروغين با معلم بزرگ زندگي روبرو مي شديد. اگر مسلمان مي بوديد در برابر كلام، به كلام متوسل مي شديد نه به اسلحه، تهديد، تخريب، زندان و شكنجه. اگر مانند ما علي (ع) مقتداي شما بود، اگر امام صادق (ع) معلم شما بود، اگر واقعاً از منتظران امام عصر (عج) بوديد، لااقل ذره اي، فقط ذره اي شبيه آنها عمل مي كرديد. با مردانگي و عدالت به ميدان مي آمديد. اما چرا مردم به شما معاويون مي گويند چون براي همه محرز است كه شما عيناً مانند معاويه و يزيد عمل مي كنيد. شما سربازان بدنام ايد نه سربازان گمنام. براي مردم تجسم دروغ و فريب و نامردي هستيد. در هر جايي كه در اين كشور برويد، در مجامع عمومي و به قول خودتان حتي در اتاق خوابهاي مردم كه مدعي هستيد آنجا هم مورد رصد شماست، مي بينيد و مي شنويد كه مردم دربارۀ شما چه مي گويند. آنها از شما متنفرند. چون تجسم دروغ و حقه بازي هستيد. مسلماني به چيست؟ شما و مانند شما همۀ دنيا را از اسلام منزجر كرده اید اما نه از اسلام حقيقي، نه از اسلام ناب محمدي (ص)، نه از اسلام امام راحل بلكه از اسلام القاعده اي، از اسلام سعيد امامي كه همه چيزش با دروغ و توجيه و فريب آميخته شده. از اسلامي كه زبانش زور و شكنجه و خشونت است. از اسلامي كه به قول مكرر خودتان كه با آدمهاي مختلف داشتيد، از درون اتاق هاي خواب مردم فيلم مي گيرد و بعد براي گرفتن اعتراف دروغ، تهديد به پخش مي كند. مكالمات خصوصي مردم را ضبط مي كند بعد تهديد مي كند كه آن را با مهر ارشاد اسلامي در بين مردم پخش مي كند. خداوند نابود كند و نابود خواهد كرد اين اسلام دروغين و نفرت انگيز را که ساخته و پرداخته شما سیاه دلان کور دل اِبا است و برقرار و پاينده و عزيز دارد اسلام ناب محمدي (ص) را.

منصورون – فرزندان ايليا

عشق ایلیایی جزئی از عشق الاهیست

« لا اله الا هو الحی القیوم »

ما هم مثل اکثر کسانی که ایلیا را می شناسند در بارۀ قدرت خدایی او چیزها شنیده ایم و صدها بار شاهد آن بوده ایم. اما این مبنای عشق ما به ایلیا نیست. این نشانۀ بزرگی روح او و نشانۀ برخورداری او از قدرت خداست. به این دلیل نیست که ایلیا را دوست داریم بلکه به این دلیل، عظمت و بزرگی روح او را معترفیم و به او احترام می گذاریم. اگر ضعیف می شویم به نام خداوند از قدرت او قدرت می گیریم و از روح او دریافت می کنیم...
ما هم مثل آنها که ایلیا را دیده اند و تجربه کرده اند از شعور عظیم و دانایی الهی او باخبریم و صدها مرتبه آن را تجربه کرده ایم. صدها مرتبه شاهد بوده ایم که او مسائل را به شیوه های حیرت انگیز حل می کند، شاهد بوده ایم که او معنای صداها را می داند، با جهان زنده ارتباطی زنده دارد، آنجا که نگاه خود را خیره می کند به درون چیزها می نگرد...
از حکمت امور باخبر است. راه نرفته را می داند و عاقبت کار را می خواند. ما هم می دانیم که ایلیا خوبترین و عالی ترین مشاور زندگی است. کامل ترین معلم زندگی است. راهنمایی است که با روش های آسمانی، ما را از حیطه های زمین می گذراند و با روش های زمینی چنان می کند که از آن محصولات آسمانی حاصل می شود. ما هم شاهد بودیم که طی سالهای گذشته، بارها و بارها در دهها سخنرانی عمومی، در حضور هزاران اهل فکر و فرهنگ، اهل مطالعه، محقق و نویسنده، او بارها و بارها، با صدای بلند و در پشت تریبون گفت «هر کس هر سوالی، هر سوالی، هر سوالی (در بارۀ علوم باطنی و باطن امور، در بارۀ زندگی و مسائل آن ...) دارد بپرسد»...
ما هم می دانیم که ایلیا به معنای حقیقی می بیند و می شنود و می داند اما این علت عشق ما به او نیست که اگر غیر از این هم می بود ما همان عاشقان او بودیم که امروز هستیم. اگر ایلیا از قدرت خدا تهی می بود، اگر ایلیا از شعور نورانی و حکمت الهی خالی می بود، اگر بر فرض در همۀ امور ناتوان و در همۀ مسائل بی خبر بود باز هم ما عاشقان او بودیم. عشق ایلیایی ما انعکاسی است از عشق الهی ما.
ما به ایلیا عشق می ورزیم زیرا به خدای ایلیا، خدایی که زنده و حاضر است عشق می ورزیم. عشق ایلیایی ما از جنس عشق الاهیست. ریشه در نامحدود دارد، دلایل ساختگی ندارد، آتشین است، سرشار از وفاداری و خدمت است، معامله گرانه نیست، دلالانه نیست، تعریف نمی شود، تحلیل نمی شود، به بند کشیده نمی شود...
چون سخن در وصف این حالت رسید هم قلم بشکست و هم کاغذ درید

برای ما، عشق به ایلیا، عشق به خدایی است که از طریق او یافته ایم و شناخته ایم. خداوند زنده و حاضری که او ما را به آن پیوند داد و برای ما به کشف درآورد...
عاشقی گر زین سر و گر زآن سر است عاقبت ما را بدان شه رهبر است
ما تا ابد از ایلیا سپاسگزاریم. با همۀ زندگی مان، با همۀ روح و جان و نفس هایمان و تا ابد قدر تعلیمات زنده کننده و جواهرآسای او را می دانیم. ایلیا، روح ما، به تو اطمینان می دهیم که تا ابد سپاسگزار و قدردان تعلیمات تو خواهیم بود.
شاد باش ای عشق خوش سودای ما ای طبیب جمله علتهای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما

اما عشق ما به ایلیا به این دلیل هم نیست که او ما را متوجه خدا نمود، خدا را به زندگی ما آورد و ما را در خداوند زنده، زنده کرد. این بزرگترین و اولین علت سپاسگزاری ماست اما علت بزرگ عشق ما نیست که اگر غیر از این هم بود ما عاشقان ایلیا بودیم همانطور که پیش از این و پس از این نیز بوده و خواهیم بود...
ایلیا را دوست داریم چون محبت او تجسم بسم الله الرحمن الرحیم است.
ما ایلیا را دوست داریم چون مهربان ترین و بخشنده ترین موجودی است که در طول این زندگی تجربه اش کرده ایم.

ما ایلیا را دوست داریم چون دوست داشتنی است. همین و بس.
ما ایلیا را به دلیل خود او دوست داریم و خودِ او بزرگترین دلیل عشق ما به اوست.
ایلیا را دوست داریم چون دوست داشتنی ترین است. مهربان ترین است. تجسم محبت حقیقی است و تجسم عشق الاهیست...

ایلیا را دوست داریم چون ایلیاست نه چون تواناست، نه چون داناست، نه چون ما را به خداوند پیوند داد، نه چون ذهن های ما را فعال و قلب های ما را احیاء کرد، ایلیا را دوست داریم چون مهربان و بخشنده است. او را دوست داریم چون ایلیاست. ایلیا را دوست داریم چون پادشاه عشق است.

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی


منصورون – فرزندان ایلیا



منبع: www.mansooroun.persianblog.ir



خورشيد ديگري نشان دهيد تا ما هم بپذيريم

«لااله الا هوالحی و القیوم»
فرض را بر اين مي گيريم كه ما ياران وفادار ايليا نيستيم. ما دوستداران او نیستیم. ما با او پیوند و ارتباطی نداریم. بلکه ارتباط ما یک رابطۀ ریاضی وار و مکانیکی است. فرض را بر این می گیریم که ما نه اهل عشق و دوستی هستیم، نه اهل قدرشناسی و ارتباط معنوی. فرض را بر این می گیریم که ما دلّال هستیم. شاگردانی که هویت اولیۀ آنها معامله گری و دلالی است و نه خدمتگزار و وفادار به خداوند و آنکه با اوست.
سالهاست که طالبان مذهبی و القاعدۀ فرهنگی به ما شاگردان و پیروان ایلیا «میم» می گویند از او جدا شوید، دست بکشید و دوری کنید. و هر زمان به بهانه ای این را می گویند: ایلیا شما را سحر و افسون می کند. ایلیا موجود بسیار خطرناکی است. ایلیا شما را کافر!!! و بی خدا!!!!! می کند. ایلیا سنت ها را از یاد شما می برد. ایلیا جادوگر است. شیطان است. خدا با ایلیا نیست بلکه با ماست! ما که شبانه روز کارمان دروغ گفتن، توطئه کردن، تهمت زدن، فحاشی و بدگویی کردن است.
حالا که فرض را گرفتیم که ما دلال و اهل معامله هستیم و همین هم هویت ماست، چرا شما بجای این همه فحش دادن به ایلیا، این همه بدگویی و توطئه و تخریب، این همه پرونده سازی و سایت و روزنامه و ویژه نامه و سریال و میزگرد تلویزیونی، چرا بجای این هزینه های افسانه ای و غیرقابل باور، برای اینکه رابطۀ این (به فرض) دلالان و معامله گران را با ایلیا قطع کنید، به یک کار کلیدی دست نمی زنید تا همه چیز تمام شود؟
ما ادعا می کنیم و ادعای خود را سالهاست از زوایای مختلف تجربه کرده ایم، که ایلیا بزرگترین معلم باطنی است. در طول این سالها، همۀ ایران که هیچ، حضوراً و نیز از طریق اینترنت همۀ دنیا را گشته ایم و کسی را حتی شبیه به او هم ندیدیم. این گوی و این میدان، چرا برای در هم شکستن این اعتقاد ما کسی را به میدان نمی آورید که علوم باطنی و دانش تفكر را بیشتر از ایلیا یا مانند ایلیا بداند؟
چرا بجای این همه سر و صدا و فحاشی و توهین، بجای این همه دروغ و جعل، بجای این همه گاف و بلوف، بجای این همه چنگ و دندان نشان دادن و خط و نشان کشیدن، یک مناظره با موضوعیت علوم باطنی (کهن و مدرن) نمی گذارید، تا هم ایلیا در هم شکسته شود و آرزوی بزرگ شما القاعدۀ فرهنگی به تحقق برسد، و هم اعتقاد ما فرو ریزد. اگر ایلیا بزرگترین معلم تفکر نیست چرا این را سالهاست نمی توانید ثابت کنید. چرا یک مناظرۀ تلویزیونی راه نمی اندازید تا هم برای شما و هم برای ما و هم برای خود ایلیا واقعیت آنچه می گویید روشن شود. اگر کسی هست که در مسائل جهان امروز و عصر حاضر، مسائلی که همۀ زندگی ما به آن وابسته است، نسبت به ایلیا داناتر یا حتی شبیه به اوست چرا او به میدان نمی آید تا دهها هزار نفر از پیروان ایلیا که به قول طالبان مذهبی همه در ضلالت و گمراهی اند، نجات پیدا کنند. بقیۀ مردمی هم که با ایلیا آشنا نیستند لااقل یک نجات بزرگ را تجربه خواهند کرد. اگر کسی علم زندگی را، زندگی در هزارۀ سوم را و زندگی باطنی را بیش از ایلیا یا مانند او مي داند و می تواند، چرا نمی آید و ما را با خود نمی برد. چرا بجای نشان دادن قمه و تفنگ، اِبا (ادارۀ برخورد با ادیان)، فردی داناتر و تواناتر از ایلیا را به مردم نشان نمی دهد، تا همه چیز به یکباره و در یک ساعت حل شود. در این ماهها و سالها قیل و قال و فحاشی زیاد شنیدیم. وبلاگ ایلیا 74 که یادمان نرفته. تجسم و تحقق شخصیت ادارۀ برخورد با ادیان. سرشار از زشت ترین توهین ها و فحاشی ها و پلیدترین نفرت ها. آقایان اِبا، مسئله خیلی ساده است اما چرا شما از حل آن عاجز هستید؟ ایلیا، باغبان ماست. بدترین فرض را هم بگیرید به اینکه ما درختانی دلال و فرصت طلب باشیم، چرا شما باغبانی خوبتر از آن، یا مانند آن یا حتی کمتر از آن ولی شبیه به آن، باغبانی دانا و توانا را به ما معرفی نمی کنید، تا مسئله حل شود. داناتر از ایلیا نمی توانید؟ تواناتر و قوی تر از او در مسائل باطنی و علم زندگی و دانش تفکر نمی توانید؟ پس کار دیگری بکنید. کسی را به ما نشان بدهید که خوبتر و عمیق تر و زنده تر از او (یا حتی مانند او یا شبیه او) بتواند با مردم و جوانان رابطه برقرار کند. این را هم نمی توانید؟ پس جذابتر از او را به ما نشان بدهید.
لااقل کسی را نشان بدهید که بتواند بهتر از او یا مانند او به مسائل مردم و جوانان پاسخ دهد. کسی را بیاورید که بتواند لااقل مانند او ذهن ها را فعال و قلب ها را احیاء و روح ها را فروزان کند. چرا نمی توانید؟ چرا علی رغم سالها درخواست ما نتوانستید؟ ما را بارها به قم سفارش کردید. بارها به قم رفتیم. اما با هزار تردید و بدبینی جدید برگشتیم. به هر کس که ما را تا امروز معرفی کردید، ما بیشتر و بیشتر یقین کردیم و بر ما مسلم شد که ایلیا بی نظیر، استثنایی و بسیار بسیار بزرگ تر از تصور شماست.
اگر این الماس، همان الماس کوه نور نیست، چرا درخشنده تر از آن را ارائه نمی دهید تا داستان به پایان خود برسد. اگر درختی پربرکت تر، پرمحصول تر، خلاق تر و موثرتر از این هست چرا نشان نمی دهید تا ما هم مجذوب و شیفتۀ آن شویم.
آقایان اِبا! آقایان ادارۀ القاعده! یک دلیل دارد: چنین کسی (در حيطه علوم باطني و تفكر) وجود خارجی ندارد. اگر داشت در این همه سال اگر هم کشف نمی شد لااقل نشانه هایی از او بدست می آمد. هر ستاره ای حتی اگر هم بسیار دور از زمین باشد اما تأثیرش به زمین می رسد. آقایان ادارۀ طالبان! برای اینکه این روح بزرگ را زنده بگور کنید، بیایید از قیل و قال و فحاشی دست بکشید و کار کوچکی بکنید: یکی بزرگتر از او را یا مانند او را به میدان بیاورید. با شعار و روش های تخریب و شیوه های دروغ سازی و جعل و شایعه نمی توانید به ما بقبولانید که ایلیا نیست، به جهان هم نمی توانید بقبولانید چون به زودی جهان هم ایلیا را خواهد شناخت.
آقایان القاعده. آقایان طالبان. آقایان ادارۀ برخورد با ادیان. آقایان اِبا!
تبلیغات در دست شماست. روزنامه ها و رسانه ها در اختیار شما هستند، صدا و سیما درخدمت شماست، دادگاه و قانون هم به ارادۀ شماست، شما همۀ ابزارهای زور و تزویر را در اختیار دارید، می توانید مثل القاعدۀ عراق ما را بگیرید و با صدها ابزاری که در دست دارید، ما را وادار کنید تا چند روزی تقیه کنیم و اعتقادات خود را پنهان نماییم. حتی اگر لازم شود طبق روش قدیمی شما فیلم ضبط کنیم و شما هم از این فیلم ها برعلیه ما استفاده کنید. همان روش زورگیرها و اراذل و اوباش معروف که از قربانیان خود فیلم می گیرند و مونتاژ مي كنند تا هر وقت خواستند از آن استفاده کنند. اما با این کارها و صد بار بدتر از اینها هم نمی توانید تجربه های ما را، دریافت های ما را، کشفیات ما را و رویاهای تحقق یافتۀ ما را تغییر دهید. ما در سرزمین یخ و انجماد سالهاست کنار آتشی نشسته ایم که زندگی ما را نجات داده. نه اینکه رستگار شده ایم بلکه او ما را از مرگ رهانیده. ما سالهاست که این آتش زنده را تجربه کرده ایم، نور و گرمای زندگی بخش آن را، ذوب شدن یخهای وجودمان را که هنوز هم در حال ذوب شدن است. حالا شما برای خاموش کردن این آتش همۀ روشهای حقه بازان، جعالان و دروغگویان را به اجرا گذاشته اید. حرف ما این است. آتشی حقیقی تر از این، آتشی خلاق تر از این، آتشی روشن کننده تر از این به ما و به همۀ مردم نشان دهید تا مسئله حل شود. شجاعت داشته باشید. اگر می بینید که نیست، مرد و مردانه بگویید نیست چون حتی اگر هم شما نگویید مردم به کشف و یافته های خود اعتماد دارند و گفتن یا نگفتن شما تأثیری در حال آنان ندارد.
آقایان القاعده، آقایان اِبا. اگر شما بگویید «ماست سفید است» مطمئن باشید دیگر مردم باور نخواهند کرد. سالهاست که مردم به این نتیجه رسیده اند. می دانند در پشت هر حرف شما حقه ای، تزویری و سوء استفاده ای نهفته است. از ما می خواهید که شما سرور ما باشید، شما خط دهنده و راه برندۀ ما باشید. مسئله ای نیست اگر چنین آمادگی و شایستگی را در خود سراغ دارید، بسم الله، به میدان بیایید و نشان دهید که شعور شما، دانایی شما، توانایی شعورمند شما و بزرگی شما بیش از ایلیا، یا مانند او یا حتی نزدیک به اوست. اما مطمئن هستیم که شما کسی را به میدان نخواهید فرستاد، چون اگر بود، دوازده سال فرصت داشتید تا بجای هزاران خرابکاری، او را به میدان بفرستید. پس اگر انصاف ندارید لااقل با ابتدایی ترین اصول منطق به ما حق بدهید که چرا خود را یاران وفادار ایلیا و پیروان جدانشدنی او می دانیم. تازه کل این نگاه دربارۀ فرضی بسیار بدبینانه بود که ما هویتی دلال و معامله گر داشته باشیم اما هویت راستین ما همان است که ایلیا سالها در تفهیم و تثبیت آن تلاش داشت: تسلیم و خدمتگزار خداوند... متفکر و محقق... مبارز حق.

منصورون – فرزندان ايليا






«اِبا» کیست؟
اِبا مخفف عبارت «ادارۀ برخورد با ادیان» است. این اداره بخش عمده و پنهانی از دستگاه امنیتی را شامل می شود که مأموریت آن برخورد با انواع جریانات مذهبی و معنوی، برخورد با اقلیتهای دینی، مقابله با دگراندیشان مذهبی و معنوی است. این نهاد امنیتی در واقع امتداد فعالیت «دایرۀ مذاهب» در دستگاه امنیتی رژیم سابق ایران می باشد و بعضی از برنامه ریزان و مشاوران آن از شکنجه گران و تفتیش گران ساواک (سازمان اطلاعات و امینت کشور در رژیم پادشاهی ایران) می باشند. برخوردهای مختلف بعد از انقلاب ایران، با اقلیتهای مذهبی، جریانهای متصوفه و بطور کلی هر گونه اندیشۀ متفاوت مذهبی و معنوی توسط اِبا صورت می گیرد اما اِبا به دلیل عملکرد مافیایی و مخفی خود سعی دارد این برخوردها را در افکار عمومی، به نهادهای دیگر مانند دادستانی، نیروی انتظامی، اطلاعات انتظامی، وزارت کشور و اطلاعات نسبت دهد.
باید گفت که مسئولیت تفتیش عقاید در ایران بصورت متمرکز بر عهدۀ این نهاد مخوف امنیتی قرار دارد. برخی از اقلیتهای مذهبی آشنا با عملکرد اِبا از آن با عناوین القاعدۀ فرهنگی، طالبان مذهبی، جلادان مخفی و باند سعید اسلامی ياد مي كنند.



www.farzandaneilia.blogfa.comمنبع:
بنام آزادي

بيانيه 1-87 جميعت ال ياسين

آنكه بر ضد مردم، و دشمن خلق خداست، بر ضد خدا و دشمن خداست. آنكه به ملت خائن است به خدا خيانت كرده.
(استاد ايليا م. رام الله)

یک بار دیگر طی اقدامی غیرقانونی در تاریخ 25 دی ماه 1387، استاد ايليا رام الله و چند تن از اعضای جمعیت دویست هزار نفره ال یاسین بدون حکم قضایی و باز هم بدون ارائه دلایل روشن و اتهامات قابل اثبات توسط دایره مذاهب دستگیر شدند.
با وجود گذشت 6 روز از اين واقعه توطئه آميز -كه با ضرب وشتم ، يورش و تخريب منازل و تيراندازي همراه بوده- و با وجود مراجعات مكرر خانواده هاي اين افراد به مرا جع مربوطه ، هيچ يك از مسئولين پاسخگوي اين اقدام نيستند و اين بي پاسخي معنايي جز بي مسئوليتي ، عدم توان پاسخگويي معقول و عملكرد فراقانوني و ضد بشري مسئولين دايره مذاهب ندارد.
پس از اولين دستگيري استاد در بهار 86 كه به حبس 6 ماهه ايشان در 209 منجر شد، با علامات مشكوكي از جمله خونریزی هاي شديد از ناحیه گوش و بینی، ادرار خونی، تهوع های رو به ازدیاد و استفراغ خونی، كه به نظر كارشناسان علامت مسموميت‌هاي خطرناك بود، مواجه شديم و اين باعث شده از آنچه ممكن است در پي اين دستگيري پيش ايد بشدت نگران باشيم.
سكوت طولاني مسئولين نظام به تمام درخواستهاي حق طلبانه جمعيت، اعم از نامه نگاري ها ، ملاقاتها و... باعث شده امروز موج نااميدي و بدبيني از مسئولين نظام در ميان شاگردان ايشان بوضوح ديده شود. گروههاي آشكار و مخفي كه طي يكسال و نيم گذشته و بخاطر اقدامات تخريبي دايره مذاهب شكل گرفته اند به شدت از اقدام جنون آميز و ظالمانه دايره مذاهب منزجر و تحريك شده‌ و بعد از دستگيري اخير استاد و طي چند روز گذشته همين طيف ها دست به اقدامات گوناگون و با شدتهاي متفاوت زده اند. از جمله اين اقدامات ميتوان به انتشار یکی از نامه های محرمانه ای که چهار ماه پیش از دستگیری مجدد، از طرف استاد رام الله برای رهبری ارسال شد اشاره كرد. همچنين اقدامات ديگري مانند اطلاع رساني وسيع و خودجوش شاگردان به خيل عظيمي از پيروان ، آماده انتشاركردن صدها قطعه فيلم حمايتي و افشاگرانه (كه شايد تا لحظه صدور اين بيانيه منتشر شده باشد) و مصاحبه و تماس گسترده با رسانه هاي مختلف. از سوي ديگر ، خبردار شديم كه جمعي از پيروان خارج از كشور در صددند انصراف خود را از هم ديني با القاعده فرهنگي و تفتيش گران دايره مذاهب رسماً و آشكارا بزودي به همه جهان اعلام كنند. اخبار و شواهد بسيار ديگر نشان ميدهد كه روند اقدامات حمايتي از استاد رو به تشديد است و بعيد به نظر ميرسد كه اين اقدامات تا رسيدن به نتيجه قطعي متوقف شود. ناگفته پيداست هر كدام از اين واكنشها كه به دليل اقدام ضدبشري و ناجوانمردانه دايره مذاهب در حال رخ دادن است چه پيامدها و تبعات سنگيني در پي خواهد داشت.
بدينوسيله ما نمايندگان جمعيت ال ياسين، ضمن محكوم كردن اقدام ظالمانه و غيرقانوني دايره مذاهب، خواستار آزادي سريع استاد ایلیا رام الله و 5 تن از اعضاي جمعيت كه به ناحق و طي حمله وحشيانه دایره مذاهب دستگير شدند ، و رسيدگي عادلانه به وضعيت اين جمعيت هستيم.
اميد كه صداي تظلم خواهي اين جمعيت كه تاكنون از طرف رهبران نظام اسلامي ايران بي پاسخ مانده، از طرف رهبران آزاد انديش جهان و سازمانهاي فعال در زمينه حقوق بشر شنيده و به نحوي موثر پاسخ داده شود.

سلام بر پيروان هدايت الهي
جمعي از نمايندگان جمعيت ال ياسين
يكم بهمن ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت شمسي
بسم الله الرحمن الرحيم


یک بار دیگر طی اقدامی غیرقانونی در تاریخ 25 دی ماه 1387، استاد ايليا رام الله و چند تن از اعضای جمعیت دویست هزار نفره ال یاسین ً بدون حکم قضایی و باز هم بدون ارائه دلایل روشن و اتهامات قابل اثبات توسط دایره مذاهب دستگیر شدند.
پس از اولین دستگیری
[1] و بعد از سپري شدن ماهها زندان انفرادي استاد ايليا رام الله- که به دلیل نبود مدارک کافی به آزادی با قید وثیقه سه میلیارد ریالی منجر شد- و بعداز اِعمال حقه بازانه ترين و ناجوانمردانه ترين روش هاي تخريب شخصيت و ترور رواني عليه وي، بعد از بكارگيري انواع روش هاي جعل، سندسازي و مونتاژ، بعد از بدترين و شديدترين فحاشي ها و تحقيرها و توهين ها، دهها هزار تن از شاگردان و دوستداران در ترديد و بدبيني فرو رفتند و خود را در توطئه اي پيچيده يافتند كه توسط دایره مذاهب وزارت اطلاعات طراحي و اجرا شده است. عمق اين فاجعه را مي توان به سادگي با نگاهي به بیش از چهار هزار وبلاگ و سايت اينترنتي (كه بلافاصله بعد از وبلاگ اهانت آميز دایره مذاهب بوجود آمدند)، به دهها كتابي كه در ارتباط با استاد نوشته شده، به تشكيل دهها مركز حمايتي در ايران، آمريكا، كانادا و اروپا، به شدت گرفتن فعاليت شاگردان استاد در شبكه هاي ماهواره اي، به ضبط هزاران قطعه فيلم در حمايت از ايشان، و به چرخش نگاه اكثريت شاگردان به غرب و آمريكا، دريافت. اما اقدام اخیر حاکی از آن است که همچنان دایره مذاهب در غفلت مسئولين ارشد نظام اسلامي و با استفاده از روش توجيه سازي و جعل واقعيت، هزاران تيشه بر ريشه اسلام و نظام اسلامي زده و می زند.
بعد از اولین دستگیری و برخورد آشکار، از طرف استاد ايليا رام الله و نمایندگان جمعیت ال یاسین نامه های متعددی برای رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای ارسال شد اما پس از ماهها پیگیری و انتظار اعضای جمعیت برای اجرای عدالت و پاسخ به تظلم خواهی، شاهد تکرار این اقدام جنون آمیز و ظالمانه دایره مذاهب بودیم، لذا بر آن شدیم تا صدای عدالت خواهیمان را رساتر به گوش جهانیان برسانیم. در همین راستا و به عنوان اولین گام یکی از نامه های محرمانه ای که چهار ماه پیش از دستگیری مجدد، از طرف استاد رام الله برای رهبری ارسال شد را منتشر می نماییم.

جمعی از شاگردان و دوستداران استاد ایلیا

27/10/1387





بسم الله الرحمن الرحیم
211
نامه محرمانه استاد رام الله به مقام معظم رهبري

چهار ماه قبل از دستگيري مجدد توسط دایره مذاهب

محضر محترم رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي

سلام عليكم. در شناسنامه ثبت احوال اسمم پيمان فتاحي است و مردم مرا به نام الياس يا ايليا رام الله مي شناسند. خودم هم به همين نام خودم را مي شناسم. مرا نزديك به شش ماه در زندان 209 به دور از چشم زندانبانان تحت پيچيده ترين، مخوف ترين و عجيب ترين شكنجه ها قرار دادند و براي نجات شاگردانم و همسرم و خانواده ام از مرگ و از حبس هاي سنگين، در شديدترين شكنجه هاي شبانه روزي، پيوسته خواستند كه گذشتۀ خود را و هزاران كار و محصولات گذشته را انكار كنم، و دربارۀ نياتم، مسائل مالي و اخلاقي چيزي را بگويم كه بازجويان مي خواستند. همزمان با خونريزي هاي شديد و بالا آوردن خون كه بيش از پنج ماه طول كشيد و آنها اصرار داشتند كه آن را مخفي كنم، از طرف شما، از طرف حاكميت اسلامي، از طرف ولي امر مسلمين به من گفتند كه بايد فيلمي ضبط كني و متن فيلم را بارها به من ديكته كردند و ماكت آزمايشي مي خواستند كه اجرا نشد. گفتند بگو اين اشتباه بوده كه من مردم را به اسلام و قرآن دعوت كرده ام چون دين آنها به كنترل من در مي آمده. گفتند براي روحانيت پيغام هايت را بده و اينطور و آنطور بگو. بارها تأكيد كردند كه اين فيلم چك سفيد تو به نظام اسلامي و به حاكميت اسلامي است. حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي اين را از تو خواسته و اين قفلي است كه كليد آن در دست ولي امر مسلمين است. و اين حرفها از همان زمان تا امروز ماههاست كه در بين مردم و در سايتهاي اينترنتي مطرح مي شود. من بايد مي نوشتم كه شكايتي ندارم و رفتار آنها خوب بوده و در مكالمات تلفني با همسرم يا با نگهبانان بايد چيزي را مي گفتم و ضبط مي شد كه موافق برنامة آنها باشد. طبق جملات كليدي اي كه داده اند بايد در برخورد با مسئولين ارشد حكومت اسلامي بگويم هدفم مقدس بوده و نياتم خوب بوده اما روشم اشتباه بوده و فكر مي كرده ام كه هدف، وسيله را توجيه مي كند. بايد به دروغ به مردم بگويم دروغ گفته ام و انحراف داشته ام. اما در طول شش ماه شكنجه و برخلاف دهها بار تأكيد بنده نتوانستند حتي يك دروغ، حتي يك دروغ يا خلاف قانون يا خلاف شرع از گذشتۀ بنده بيرون بياورند و گفته اند بايد در سالهاي آينده خودم اين مسئله را كشف كنم. تحت شديدترين شكنجه ها بايد در سلول انفرادي بر كتاب خودم نقد مي نوشتم و از كتاب دشمنانم بصورت مكتوب تجليل مي كردم. بازي با فيلم ها و عكس هاي خصوصي و خانوادگي و توهين به همسر و نزديكانم از ابتدايي ترين شكنجه هاي رواني بود. صدها صفحه، روز و شب از من بازجويي گرفتند و مي گفتند كه ما فقط چند جمله اي از اين چند صد صفحه را به بالاترها نشان مي دهيم كه مي خواهيم. به زور بايد برگه هايي را امضا مي كردم كه نبايد متن آنها را مي ديدم و اگر امضاء نمي كردم شاگردانم و همسر و فرزندم طبق تجربه در خطرات جدي و شديد قرار مي گرفتند. مي گفتند ما استادان صحنه سازي و مونتاژ هستيم و به اين افتخار مي كردند.
روزها و شبها تحت شكنجه بودم تا بگويم علم لدني ندارم، نعوذ بالله خدا، پيامبر و امام نيستم. در حالي كه ردّ اين توهمات را بيش از بيست سال است كه به مردم گفته بودم. طبق درخواست آنها كه خود را در همۀ آن ماهها حكومت معرفي مي كردند، من بايد به مردم بگويم شيطان هستم، شياد هستم، با قدرت شيطاني كارهاي خارق العاده مي كنم و ساحر و دیوانه هستم. از من به نام اسلام و حكومت اسلامي خواستند سجده كنم و پاي بازجوياني كه خود را قطب الاقطاب مي خواندند، ببوسم. باید می گفتم اخباری که درباره آينده، درباره جنگ سي و سه روزۀ حزب الله، زلزله بم و زلزله هاي ديگر، یازده سپتامبر و بقیه وقایع را كه از ماهها و سالهای قبل به مردم گفته ام و در نشریات تفكر متعالي، حركت دهندگان، علوم باطني و ديگر نشريات منتشر شده، شیطان به من گفته یا خارجی ها خبر داده اند.
من باید دربارۀ خصوصی ترین مسائل زندگی مردم مخصوصاً مسائل جنسی آنها جواب می دادم. دو اسم را گفتند و اصرار داشتند که با آنها ارتباط نامشروع داشته ام. اما چند روز بعد گفتند آن دو اسم اصلاً وجود خارجی نداشته اند و تو به ما دروغ گفته ای. در طول شش ماه بيش از بيست و پنج مرتبه گفتند كه ما قبول داريم كه تو دهها هزار نفر را از بي خدايي نجات داده اي اما آنها را از دريا نجات داده اي و در بيابان رها كرده اي. گفتند مي دانيم نيات تو خدايي بوده اما وظيفۀ ما اين است كه همه چيز را با بدبيني محض و طبق استعلام هايي كه قبلاَ داده ايم تفسير كنيم و تفاسير خود را به بالا منتقل نماييم. تو بايد اعتراف كني كه مي خواستي در آينده بگويي مسيح هستي و همه چيز خود را مثل مسيح و لوتر شبيه سازي كرده اي. گفتند بايد كيانوري و احسان طبري را الگوي خودت قرار دهي و توبه كني. گفتند توبه كن تا اتهام الحاد و بدعت از تو و همه شاگردانت كنار برود. گفتم توبه از چه؟ گفتند مهم نيست از چه. بالاخره در زندگي ات هيچ گناهي نكرده اي؟ از هر چيزي. فرقي نمي كند. گفتند بگو سوء‌ استفاده كرده ام و قصدم نفسانيات و شيادي بوده است. گفتم اگر يك سوء استفاده يا خطاي قانوني نشان داديد، هزار برابر آن را مي پذيرم. گفتند بالاخره يك روزي خودت مي فهمي. يكي از بازجويان در روز تولد امير مومنان علي (ع) آمد و ضمن حلال خواهي گفت مسئله اين است كه ما هيچ جرمي از تو نداريم اگر تو خودت يك جرمي بگويي كه در گذشته مرتكب شده باشي، هر چه كه باشد، قسم جلاله خورد كه همه چيز حل مي شود. او گفت من خودم مشكوك هستم كه چرا به ما گفته اند تو را نگه داريم و خودم در اين باره تحقيق كرده ام.
در همه جا و با همۀ روشهاي ممكن مرا تخريب و بي آبرو كردند و گفته اند اگر دفاع كني، يعني بر عليه حكومت اسلامي بلند شده اي. من براي زنده ماندن همه دوستانم، براي جلوگيري از زندان همه آنها و براي زندگي كردن آنها طبق درخواستي كه به قول آنها كل حكومت اسلامي از من دارد بايد:
برعليه خودم و انديشه هايم به سرعت كتابي بنويسم و منتشر كنم. بگويم سخنراني ها و درس هاي اين پانزده بيست سال را ديگران برايم تهيه كرده اند و دهها کتابم را خودم ننوشته ام. نبايد با شاگردانم ارتباط داشته باشم. بايد بگويم نيت من خدا و كار خدا و خدمت به خدا نبوده بلكه نفسانيات بوده. بايد بگويم مسائل اخلاقي و مالي داشته ام در حالي كه آنها بارها به من گفتند ما مطمئن هستيم كه تو مسئله اي نداشته اي اما بايد به بالاترها جواب قانع كننده بدهيم. من بايد بگويم همۀ فيلم هاي مستندي كه از مردم ضبط شده، هزاران تجربه اي كه آنها داشته اند و هزاران رويايي كه ديده اند توهم بوده. مأموريتي كه آنرا از جانب شما به من اعلام كرده اند بطور خلاصه اين است:
حكومت اسلامي از تو مي خواهد كه كاري كني مردم درباره ات ترديد كنند و بدبين شوند. كاري كني كه شاگردانت انكارت كنند. به هر گروه از مردم جملاتي را بگو كه ما نوشته ايم.
بارها گفتند ما همۀ مسئولين را توجيه كرده ايم. كليد مغز مسئولين دست ماست و هر طور كه بچرخانيم مي چرخند. گفتند ما شما (ال ياسين) را چیزی بدتر از بهائیت، مجاهدین خلق و توده ای ها معرفی کرده ایم. گفتند ما دربارۀ شما استعلام داده ایم نمی توانیم حرفمان را پس بگیریم.
شاهد من فقط خدا نيست بلكه دربارۀ گذشته، دهها هزار شاهد و هزاران محصول گواهي مي دهند و دربارۀ آنچه از جانب حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي گفته شده، دهها نفر شهادت مي دهند كه به آنها هم همين چيزها گفته شده. در زندان، آنها هم وقتي قانوني رفتار مي كردند شاهد مي آوردند، مكتوب مي كردند و ضبط مي كردند، اما در تنهايي و در جلسات غيررسمي بود كه همۀ اين اتفاقات مي افتاد. براي فيلم هم چهار نفر شاهد آوردند اما همه اتفاقات در روزهاي قبل افتاده بود و صحنه سازي آن روز كمتر از يك درصد ماجرا بود و بعد ديدم كه آنها همۀ آن فيلم را كه چيز فوق العاده اي هم در آن نبود به بدترين و حقه بازانه ترين شكل ممكن مونتاژ و جعل كرده اند و از قطعات مختلف آن بدترين و دروغ ترين استفاده هاي ممكن را كرده اند.
در آخرين ماه انفرادي از من حلال خواهي كردند و گفتند كه جرم خاصي نداري، فقط شاید چند ضربه شلاق بخوری تا افکارت عوض شود. آنها خبر از بولتنی محرمانه و فيلمي مونتاژ شده دادند که اگر خودم هم آن را ببینم خودم را انکار می کنم. اعلام کردند اموال تو به حکومت اسلامی تعلق دارد اما ما به تو هر مقدار كه بخواهي پول، زمين و قدرت حكومتي مي دهيم به شرط آنكه كارها را تعطيل و گذشته ات را انكار كني. اينها از اكثر كارها و آنچه گذشته بي خبر هستند و چيزهايي را هم كه مي دانند همان اندكي است كه بنده در اختيارشان قرار دادم. شناخت آنها نسبت به بنده و ال ياسين مثل شناخت هخا نسبت به جمهوري اسلامي است. چند بار خواستند از ايران بروم و مرا به خودكشي و رفتن به بيمارستان رواني تشويق و همچنین به موضع گیری خصمانه نسبت به حکومت اسلامی و واکنش های کور و هیجانی،‌ تحریک می کنند. گفتند تو را براي مسئولين امنيتي و قضايي و در بيت، آنقدر بدنام كرده ايم كه اگر به آنجا نزديك هم بشوي تو را دستگير مي كنند. من نه از بي آبرويي براي خدا مي ترسم، نه از حبس سنگين مي ترسم، نه از اعدام و نه از بدترين شكنجه ها وحشتي دارم زيرا بدترين ها را تجربه كردم اما از شما مي خواهم همانطور كه سالها درخواست کردم، به دهها هزار نفر از جوانان مسلمان كه عموماً هم غيرمذهبي اند كمك كنيد. اينها در حال رانده شدن از اسلام هستند، به آنها برچسب می زنند و هویت های واهی و فرقه اي می دهند و مسئولين طور ديگري توجيه مي شوند. امروز بسياري از ال ياسين در وحشت فرو رفته اند چون به زندان و اعدام تهديد شده اند. من خدايم را، ايمانم را، گذشته را، هزاران نشانه را، هزاران محصول را، نجات دهها هزار انسان از بي خدايي را، و فيض و بركات شمارش ناپذير خدا را انكار نخواهم كرد حتي اگر در آتش سوزانده شوم يا آنطور كه گفته اند، همه دوستان و خانواده ام را تيرباران كنند.
من از خودشكني و خودانكاري اگر به مصلحت اسلام باشد استقبال مي كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. عملکرد این آقایان در این ماهها باعث شد همه چیز از ابعاد مختلف چند برابر شود که شرح و مستندات آن موجود است اما اصرار دارند كه در اين باره حرفي نزنم. امروز اسلام دهها هزار نيروي جوان، متخصص، آزموده و اهل فكر و برنامه دارد اما سالهاست كه دوستان نادان كمر به نابودي آن بسته اند و متاسفانه در كار خود توفيقاتي هم داشته اند. من در ميان مردم در ايران و كشورهاي ديگر و در بيست سال گذشته بيش از هر چيز به آن شناخته شده ام كه كلماتم عين واقع اند و هرگز از راستي و درستي خارج نشده ام اگر يك كلمه از اين نامه غيرواقع باشد من حاضر به انجام هر كاري و پذيرش هر اتهامي هستم.
تسليم و خدمتگزار خداوند
الیاس رام الله (فتاحي)
[1] اولین دستگیری استاد رام الله در تاریخ 7/3/86 توسط دایره مذاهب وزارت اطلاعات رخ داد.